تبليغاتX
~*~غریبانه ولی آشنا~*~
حق چاپ و انتشار تمامی مطالب محفوظ می باشد.

یه چیزایی هست که به خودت مربوطه،به هیشکسی م ربط نداره

تقصیر خودت بوده خود ِخودت

اونقدرم خصوصیه که خودتم زیاد بهش فکر نمیکنی که واسه خودت عمومی نشه!  

هی به خودت بد و بیرا می گی واسه اون مساله.

یه ذره ایی م بهش فکر میکنی

بعدش به خودت قول میدی که حتمنی یه جوری درستش کنی

حتما حتمنی!

(انشالله!؟)

`'`'`'`'`'`'`

اگه سرنوشت به تو لیمو ترش داد

باید بلد باشی که چه طوری باهاش شربت درست کنی...!

¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..  

نمی دانم چه کردی با دل من

که این دل بیقرار ِ بیقرار است

نمی دانم چه گفتی با نگاهت

که چشمم این چنین درانتظاراست

به وقت دیدن آن روی ماهت

تپش های دل من بی شمار است

برای من فقط یک لحظه زیباست

و آن هم لحظه ی دیدار یار است

¸.•¤**¤•.¸.•¤**¤•..  

می خواهم از تو،  برای تو و به خاطر تو بنویسم .

چقدر سخته هر لحظه با تو بودن  اما از تو  دور بودن...

 

به این وبلاگ هم سر بزنید

>>>خوش اومدی دادشی و آبجی<<<

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1384ساعت 9:7  توسط عاطفه  |