تبليغاتX
~*~غریبانه ولی آشنا~*~
حق چاپ و انتشار تمامی مطالب محفوظ می باشد.

می گفت:

آروم باش عزیزم...!

هیس....!! باشه! یواش عزیزم!..هیچی نگو..! فهمیدم!..

فهمیدم که دوباره دل هوای با تو بودن کرده

نگو این دل دوریه عشقت رو باور کرده

حالا من یه آرزو دارم تو سینه

که دوباره چشم من تو رو ببینه

الان باید بخوابی عزیزم!

هیس...!

بذار درست مثل شعری که نمی گویی

در گلوی دنیای دیوانه گیر کند.

 **عاشورا خیلی زجه زدم....دلم می خواست همه چی را ول کنم....ولی بعد حس

می کردم یه نیرووی هست که نمی ذاره!!!! 

هر چی زور می زدم نمی شد! یه جورایی بود!

نمی دونم والا..!

هر دفعه خواستم ول کنم و فراموش کنم، مثل چی ظاهر می شد!...

بر می گشت...

(مثل همین الان!!!!!!! ۲ بار یهو دستم اشتباهی رفت رو یه چیز دیگه ولی back که زدم

همه ی نوشته هام بود!!!!!!!!!!!!! همیشه همه چی می پرید!)

شاید واقعا حقیقیست!

نمی دونم...!

ولی یه چیزی را می دونم و قول دادم که به خیلی چیزا می خوام از این به بعد "نه" بگم!

آدم که نباید  همیشه "باشه"، "بله"، " ok" گفت که!

خیلی سفت، محکم و با اعتماد به نفس می گی "نه"!

نترس عزیزم....هیس!

چقدر گریه می کنی....چشمات سوختن بسکه اشک ریختن!

مطمئن باش همیشه با تو بودم

هستم

خواهم بود (؟!؟)

انشالله!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 5:12  توسط عاطفه  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

خانه به دوش توام

بنگر که مرا تا کجا کشاندی

عاشق روی تو شدم

تو که جان مرا به لب رساندی

ای با تو بودن حسرت دیرینه ی من

ای راز عشقت تا ابد در سینه ی من

از تو بریدن خیلی سخته...نازنین!

به تو رسیدن خیلی سخته...نازنین!

ـــــــــــــــــــــ

همیشه می گم:

زندگی مثل یه جعبه شکلات می مونه.

وقتی دستت را وارد جعبه می کنی

نمی دونی کدوم شکلات بهت می رسه...

ولی فرقی نداره چون همه ی شکلات ها شیرین هستن...!

چه تلخ و شیرین..چه ترش و شیرین..چه شیرین ِ شیرین.

به هر حال همشون آخرش شیرین هستن...!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

«فرا رسیدن ایام محرم را به تمام شیعیان تسلیت می گویم»

«اللهی بنده ی توام، سلطان نفسم فرما!»

التماس دعا از همگی...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1384ساعت 3:28  توسط عاطفه  |